پنجمین سالگرد ازدواجمون +دلشوره های مامان
دختر نانازم ![]()
![]()
امشب یعنی 10 آذر مصادف بود با پنجمین سالگرد عقد مامان و بابا
بعد از ظهر ی کیک درست کردم و 3 تایی با هم جشن کوچولو گرفتیم و من و بابا رضا کلیییییییییی از اون روز با هم صحبت کردیم .![]()
اینم پارمین ناناز مامان
(برای اولین بار بهت گفتم مامان وایستا ازت میخوام عکس بگیرم و تو گوش کردی
)

پارمین و کیک مامان پز

همسر عزیزم .با یک دنیا شور و اشتیاق
وضوی عشق میگیرم
و پیشانی بر خاک میگذارم
و خداوند را شکر میکنم که یکدیگر را داریم
آرزو میکنم در لحظه لحظه زندگی مشترکمان
در کنار فرزندمان ، عاشقانه و صادقانه
به پیوندی که بسته ایم تا ابد وفادار باشیم

![]()
![]()
الانم که دارم این پست رو برات میذارم ساعت 3.30 صبح و من هنوز نخوابیدم ینی چشام کبوووووووووود شده از خستگی ولی خوابم نمیبره
و از ی طرف برا جواب آزمایش فردات استرس دارم و از یک طرفم ساعت یکی از داروهات ساعت 3 افتاده من مجبورم بیدار بمونم و داروت رو بدم وخیالم راحت بشه میترسم بخوابم وخواب بمونم
.
امروز خدارو هزار هزار هزاااااااااااااااااار مرتبه شکر حالت خیلی بهتر بودی و شیطونی کردی و شکمتم یک بار کار کرد .باورم نمیشد و همش با ترس و لرز میومدم سمتت و پوشکت رو چک میکردم .
ولی همچنان اشتها نداری منم بهت اصراری ندارم و هر وقت می می بخوای در اختیارته ولی همچنان سوپ و فرنی و چیزای دیگه درست میکنم شاید که میلت بشه و بخوری ولی دریــــــــــــــغ .
ولی نمیدونم چرا امروز انقدر بهانه گیر و بد قلق بودی و راستشو بخوای دیوووووووووووووووووونم کردی نمیدونم به خاطر مریضی لعنتیه و به خاطر داروهات چون اصلااااااااااااا دوس نداری دارو بخوری همش با گریه بهت دارو میدم فدات شم که با هر دارو دادن بهت انگار میمیرم و زنده میشم تا میبینی دارو و قطره چکون دستمه میری ی گوشه و سرت و صورتت رو میچسبونی به دیوار یا مبل یا کابینت و گریههههههههههههههه میکنی
این صحنه منو داغوووووووووووون میکنه الهی مامان فدات بشه و همه این مریضی هات بیاد برا من و تو مجبور نباشی دیگه یدونه از این داروهارو بخوری .
یا اینکه به خاطر دندونته این کارای امروزت .چون 4 تا دندون آسیابات دارن با هم در میان و لثه هات هر کدومشون شده قد ی فندق بزرررررررگ .و دندونای نیشت هم همشون از زیر لثه دیده میشه ولی بیرون نمیزنه 
2 هفته پیشم دکترت برات آمپول ویتامین د3 داد و زدیم که زودتر در بیاد ولی هنوز که خبری نیست
همین الانم با جییییییییییییییییغ از خواب پریدی و تا تو اتاق برسم نصفه عمر شدم .میامم سمتت تا بقلت کنم منو میزنی و خودتو پرت میکنی گوشه تختت الهی بمیرم برات که فکر میکنی اومدم بازم بهت دارو بدم میترسی
خدارو شکر این می می هست وگرنه نمیدونستم این وقتا چیکار کنم
شبم ساعت 1 به زور خوابوندمت و فقطططططططططططط بهونه گیری میکردی اگه گوش نمیکردم جییییییییغ میزدی و گریه
.
اشالله هر چه زودتر خوب خوب بشی و دندوناتم زودتر در بیاد وهم خودت راحت بشی و هم من و بابارضا .
جواب آزمایشتم انشالله به امید خدا خوب باشه و هرچی میریضی و ناراحتیه از بدن همه بچه ها و دخمر کروچولوی من دور باشه
الهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی آمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
دختر نازم اینو بدون که من و بابات عاشــــــــــــقتیـــــــــــــــم ![]()
پارمین نازم تا این لحظه 1 سال و 4 ماه و 9 روز دارد
.


پنجمین سالگرد ازدواجمون +دلشوره های مامان
